غزل شمارهٔ 45
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایم
11
ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایم
سایهٔ سیمرغ همت بر خراب افکندهایم
22
گر به طوفان میسپارد یا به ساحل میبرد
دل به دریا و سپر بر روی آب افکندهایم
33
محتسب گر فاسقان را نهی منکر میکند
گو بیا کز روی مستوری نقاب افکندهایم
44
عارف اندر چرخ و صوفی در سماع آوردهایم
شاهد اندر رقص و افیون در شراب افکندهایم
55
هیچکس بی دامنی تر نیست لیکن پیش خلق
باز میپوشند و ما بر آفتاب افکندهایم
66
سعدیا پرهیزکاران خودپرستی میکنند
ما دهل در گردن و خر در خلاب افکندهایم
77
رستمی باید که پیشانی کند با دیو نفس
گر بر او غالب شویم افراسیاب افکندهایم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
عشق را در بند جسم از پیچ و تاب افکندهایم
خضر را در دام از موج سراب افکندهایم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5456
روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکندهایم
تا ز روی شاهد معنی نقاب افکندهایم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5457
ما ز روی آتشین او نقاب افکندهایم
بار اول ما بر این آتش کباب افکندهایم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5458
ما قلم در آتش و دفتر در آب افکندهایم
هرچه با آن خواهشی هست از حساب افکندهایم
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 415

