رباعی شمارهٔ 32
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1نوروز که سیل در کمر میگردد
11
نوروز که سیل در کمر میگردد
سنگ از سر کوهسار در میگردد
22
از چشمهٔ چشم ما برفت این همه سیل
گویی که دل تو سختتر میگردد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
اندر رمضان خاک تو زر میگردد
چون سنگ که سرمهٔ بصر میگردد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 537
این مست به بادهای دگر میگردد
قرابه تهی گشت و بسر میگردد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 570
زان آب که چرخ از آن بسر میگردد
استارهٔ جانم چو قمر میگردد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 722
خورشید، که او زیر و زبر میگردد
از تو، به امید یک نظر میگردد
عطارمختارنامهباب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنهشمارهٔ 11

