غزل شمارهٔ 180

شاعر: سعدی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انکرد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
انصاف نبود آن رخ دل‌بند نهان کرد
1
انصاف نبود آن رخ دل‌بند نهان کرد
زیرا که نه رویی‌ست کز او صبر توان کرد
2
امروز یقین شد که تو محبوب خدایی
کز عالم جان این همه دل با تو روان کرد
3
مشتاق تو را کی بود آرام و صبوری؟
هرگز نشنیدم که کسی صبر ز جان کرد
4
تا کوه گرفتم ز فراقت مژه‌ام آب
چندان بچکانید که بر سنگ نشان کرد
5
زنهار که از دمدمهٔ کوس رحیلت
چون رایت منصور چه دل‌ها خفقان کرد
6
باران به بساط اول این سال ببارید
ابر این همه تأخیر که کرد از پی آن کرد
7
تا در نظرت باد صبا عذر بخواهد
هر جور که بر طرف چمن باد خزان کرد
8
گل مژدهٔ بازآمدنت در چمن انداخت
سلطان صبا پُر زر مصریش دهان کرد
9
از دامن کُه تا به در شهر بساطی
از سبزه بگسترد و بر او لاله‌فشان کرد
10
شاید که زمین حله بپوشد که چو سعدی
پیرانه سرش دولت روی تو جوان کرد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور