غزل شمارهٔ 335

شاعر: سعدی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: وش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 12

صنف: غزل

Toggle stanza 1
یکی را دست حسرت بر بناگوش
1
یکی را دست حسرت بر بناگوش
یکی با آن که می‌خواهد در آغوش
2
نداند دوش‌بر‌دوش حریفان
که تنهامانده چون خُفت از غمش دوش؟
3
نکوگویان نصیحت می‌کنندم
ز من فریاد می‌آید که خاموش
4
ز بانگ رود و آوای سرودم
دگر جای نصیحت نیست در گوش
5
مرا گویند چشم از وی بپوشان
ورا گو برقعی بر خویشتن پوش
6
نشانی زان پری تا در خیال است
نیاید هرگز این دیوانه با هوش
7
نمی‌شاید گرفتن چشمه چشم
که دریای درون می‌آورد جوش
8
بیا تا هر چه هست از دست محبوب
بیاشامیم اگر زهر است اگر نوش
9
مرا در خاک راه دوست بگذار
برو گو دشمن اندر خون من کوش
10
نه یاری سست‌پیمان است سعدی
که در سختی کند یاری فراموش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تعالی الله، چه دولت داشتم دوش

که بود آن بخت بیدارم در آغوش

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1142

نهادی لعل رخشان بر بناگوش

سهیل و ماه را کردی هم آغوش

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 479

بِبُرد از من قرار و طاقت و هوش

بتِ سنگین دلِ سیمین بناگوش

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 282

بود زودا، که آیی نیک خاموش

چو مرغابی زنی در آب پاغوش

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزجپاره 7

برفتم دی به پیشش سخت پرجوش

نپرسید او مرا بنشست خاموش

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1236

چه رسم‌ست آن نهادن زلف بر دوش

نمودن روز را در زیر شب‌پوش

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 200

ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش

دلم پر نیش گشت و طبع پر نوش

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 204

دلی کامد ز عشق دوست در جوش

بماند تا قیامت مست و مدهوش

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 439

خطا کردی به قول دشمنان گوش

که عهد دوستان کردی فراموش

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 333

قیامت باشد آن قامت در آغوش

شراب سلسبیل از چشمهٔ نوش

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 334

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور