غزل شمارهٔ 334

شاعر: سعدی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: وش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 12

صنف: غزل

Toggle stanza 1
قیامت باشد آن قامت در آغوش
1
قیامت باشد آن قامت در آغوش
شراب سلسبیل از چشمهٔ نوش
2
غلام کیست آن لعبت؟ که ما را
غلام خویش کرد و حلقه در گوش
3
پری‌پیکر بتی کز سحر چشمش
نیامد خواب در چشمان من دوش
4
نه هر وقتم به یادِ خاطر آید
که خود هرگز نمی‌گردد فراموش
5
حلالش باد اگر خونم بریزد
که سر در پای او خوش‌تر که بر دوش
6
نصیحت‌گوی ما عقلی ندارد
برو گو «در صلاح خویشتن کوش»
7
دهل زیر گلیم از خلق پنهان
نشاید کرد و آتش زیر سرپوش
8
بیا ای دوست! ور دشمن ببیند
چه خواهد کرد؟ گو «می‌بین و می‌جوش»
9
تو از ما فارغ و ما با تو همراه
ز ما فریاد می‌آید، تو خاموش
10
حدیث حسن خویش از دیگری پرس
که سعدی در تو حیران است و مدهوش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تعالی الله، چه دولت داشتم دوش

که بود آن بخت بیدارم در آغوش

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1142

نهادی لعل رخشان بر بناگوش

سهیل و ماه را کردی هم آغوش

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 479

بِبُرد از من قرار و طاقت و هوش

بتِ سنگین دلِ سیمین بناگوش

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 282

بود زودا، که آیی نیک خاموش

چو مرغابی زنی در آب پاغوش

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزجپاره 7

برفتم دی به پیشش سخت پرجوش

نپرسید او مرا بنشست خاموش

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1236

چه رسم‌ست آن نهادن زلف بر دوش

نمودن روز را در زیر شب‌پوش

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 200

ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش

دلم پر نیش گشت و طبع پر نوش

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 204

دلی کامد ز عشق دوست در جوش

بماند تا قیامت مست و مدهوش

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 439

خطا کردی به قول دشمنان گوش

که عهد دوستان کردی فراموش

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 333

یکی را دست حسرت بر بناگوش

یکی با آن که می‌خواهد در آغوش

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 335

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور