غزل شمارهٔ 564

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 28

صنف: غزل

Toggle stanza 1
مرا دلیست گرفتار عشق دلداری
1
مرا دلیست گرفتار عشق دلداری
سمن‌بری صنمی گلرخی جفاکاری
2
ستمگری شغبی فتنه‌ای دل‌آشوبی
هنروری عجبی طرفه‌ای جگرخواری
3
بنفشه‌زلفی نسرین‌بری سمن‌بویی
که ماه را بر حسنش نمانْد بازاری
4
همای‌فری طاووس‌حسن و طوطی‌نطق
به گاه جلوه‌گری چون تذرو رفتاری
5
دلم به غمزه جادو ربود و دوری کرد
کنون بماندم بی‌او چو نقش دیواری
6
ز وصل او چو کناری طمع نمی‌دارم
کناره کردم و راضی شدم به دیداری
7
ز هر چه هست گزیر است و ناگزیر از دوست
چه چاره سازد در دام دل گرفتاری
8
در اشتیاق جمالش چنان همی‌نالم
چو بلبلی که بمانَد میان گلزاری
9
حدیث سعدی در عشق او چو بیهده ا‌ست
نزد دمی چو ندارد زبان گفتاری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بدین صفت که ببستی کمر به خونخواری

درست شد که نداری سر وفاداری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1911

هزار شکر خدا را که چون تو دلداری

نمود روی به من بعد مدتی یاری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1990

به جلوهٔ تو نگه را ز حیرت اظهاری

ببالد از مژه انگشتهای زنهاری

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2692

به یأس هم نپسندید ننگ بیکاری

دل شکستهٔ ماکرد ناله معماری

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2693

خطاپرست مباش‌ ای ز راستی عاری

که ‌گر سپهر شوی می‌کشی نگو نساری

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2694

دمی‌ که عجز شود دستگاه بیکاری

گره گشایی ناخن کشد به سر خاری

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2695

چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری

خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 443

منم که کار ندارم به غیر بی‌کاری

دلم ز کار زمانه گرفت بیزاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3054

بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری

چو ما به هر دو جهان خود کجاست دلداری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3055

تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری

چگونه رطل گران خوار را به دست آری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3067

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور