غزل شمارهٔ 2693

Toggle stanza 1
به یأس هم نپسندید ننگ بیکاری
1

به یأس هم نپسندید ننگ بیکاری

دل شکستهٔ ماکرد ناله معماری

2

در آن بساط ‌که موجود بودن‌ست غرض

چو ذره اندکی ما بس است بسیاری

3

به رنگ غنچه درین باغ بیدماغان را

نسیم درد سر و شبنم است سر باری

4

خدنگ ناله که از جوش نه فلک گذرد

منش به داغ جگر می‌کنم سپرداری

5

سرم به خدمت هستی فرو نمی‌آید

نفس به گردنم افتاد و کرد زناری

6

چه سحر کرد ندانم نگاه جادویت

که مرده است جهانی به ذوق بیماری

7

در آرزوی دهان تو بسکه دلتنگم

نفس به سینهٔ من ره برد به دشواری

8

جهانی از نم چشمم مگر به توفان رفت

به بحرش ای مژه‌ام بیش ازبن نیفشاری

9

دگر چو سایه‌ام از خانمان چه می‌پرسی

نشسته‌ام به غبار شکسته دیواری

10

نگاه اگر نشود صرف تار و پود تمیز

سر برهنه ‌کند چون حباب دستاری

11

ز هرزه تازی اگر بگذرد سرشک خوش است

گهر شود چو نشیند ز قطره سیاری

12

کجاست‌ گوهر دیگر محیط عرفان را

مگر ز جیب تامل سری برون آری

13

طلسم غنچه هجوم بهار در قفس است

به خون نشین و طرب‌کن اگر دلی داری

14

چه جلوه‌ها که نشد فرش حیرتم بیدل

صفای خانهٔ آیینه داشت همواری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بدین صفت که ببستی کمر به خونخواری

درست شد که نداری سر وفاداری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1911

هزار شکر خدا را که چون تو دلداری

نمود روی به من بعد مدتی یاری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1990

چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری

خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 443

منم که کار ندارم به غیر بی‌کاری

دلم ز کار زمانه گرفت بیزاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3054

بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری

چو ما به هر دو جهان خود کجاست دلداری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3055

تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری

چگونه رطل گران خوار را به دست آری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3067

فرست باده جان را به رسم دلداری

بدان نشان که مرا بی‌نشان همی‌داری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3068

نگاهبان دو دیده‌ست چشم دلداری

نگاه دار نظر از رخ دگر یاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3069

به جان تو که بگویی وطن کجا داری

که سخت فتنه عقلی و خصم هشیاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3084

شبی که دررسد از عشق پیک بیداری

بگیرد از سر عشاق خواب بیزاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3086

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور