غزل شمارهٔ 3084

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 28

صنف: غزل

Toggle stanza 1
به جان تو که بگویی وطن کجا داری
1

به جان تو که بگویی وطن کجا داری

که سخت فتنه عقلی و خصم هشیاری

2

چو خارپشت سر اندرکشید عقل امروز

که ساقی می گلگون و رشک گلزاری

3

سماع باره نبودم تو از رهم بردی

به مکر راه زن صد هزار طراری

4

به گوش چرخ چه گفتی که یاوه گرد شده‌ست

به گوش ابر چه گفتی که کرد درباری

5

به خاک هم چه نمودی که گشت آبستن

ز باد هم چه ربودی که می‌کند زاری

6

به کوه‌ها چه سپردی که گنج ساز شدند

به بحرها تو بیاموختی گهرباری

7

به گوش کفر چه گفتی که چشم و گوش ببست

به گوش عقل چه گفتی که گشت انواری

8

چگونه از کف غم می‌رهانیم در خواب

چگونه در غم وا می‌کشی به بیداری

9

به مثل خواب هزاران طریق و چاره‌استت

که ره دهی دل و جان را به غصه نسپاری

10

چنانک عارف بیدار و خفته از دنیا

ز خار رست کسی که سرش تو می‌خاری

11

به آفتاب و به ماه و به اختران و فلک

چه داده‌ای تو که بی‌پر کنند طیاری

12

به ذره‌های پرنده چه نغمه از تو رسید

که گر به کوه رسانی همش به رقص آری

13

دماغ آب و گلی را ز مکر پر کردی

چنانک با تو همی‌پیچد او به مکاری

14

دمی که درندمی تو تهی شوند چو خیک

نه‌های و هوی بماند نه زور و رهواری

15

خموش کردم و بگریختم ز خود صد بار

کشان کشان تو مرا سوی گفت می‌آری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بدین صفت که ببستی کمر به خونخواری

درست شد که نداری سر وفاداری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1911

هزار شکر خدا را که چون تو دلداری

نمود روی به من بعد مدتی یاری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1990

به جلوهٔ تو نگه را ز حیرت اظهاری

ببالد از مژه انگشتهای زنهاری

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2692

به یأس هم نپسندید ننگ بیکاری

دل شکستهٔ ماکرد ناله معماری

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2693

خطاپرست مباش‌ ای ز راستی عاری

که ‌گر سپهر شوی می‌کشی نگو نساری

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2694

دمی‌ که عجز شود دستگاه بیکاری

گره گشایی ناخن کشد به سر خاری

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2695

چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری

خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 443

دو چشم مست تو برداشت رسم هشیاری

و گر نه فتنه ندیدی به خواب، بیداری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 562

مرا دلیست گرفتار عشق دلداری

سمن‌بری صنمی گلرخی جفاکاری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 564

من از تو روی نپیچم گرم بیازاری

که خوش بود ز عزیزان تحمل خواری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 565

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور