غزل شمارهٔ 2
Toggle stanza 1ای نفسِ خرّمِ بادِ صبا
11
ای نفسِ خرّمِ بادِ صبا
از برِ یار آمدهای، مرحبا!
22
قافلهٔ شب! چه شنیدی ز صبح؟
مرغِ سلیمان! چه خبر از سبا؟
33
بر سرِ خشم است هنوز آن حریف؟
یا سخنی میرود اندر رضا؟
44
از درِ صلح آمدهای یا خِلاف؟
با قدمِ خوف رَوم یا رَجا؟
55
بارِ دگر گر به سرِ کویِ دوست
بگذری ای پیکِ نسیمِ صبا
66
گو رمقی بیش نمانْد از ضعیف
چند کُنَد صورتِ بیجان بقا؟
77
آن همه دلداری و پیمان و عهد
نیک نکردی که نکردی وفا
88
لیکن اگر دورِ وصالی بوَد
صلح فراموش کند ماجرا
99
تا به گریبان نرسد دستِ مرگ
دست ز دامن نکنیمت رها
1010
دوست نباشد به حقیقت که او
دوست فراموش کند در بلا
1111
خستگی اندر طلبت راحت است
درد کشیدن به امیدِ دوا
1212
سر نتوانم که برآرم چو چنگ
ور چو دفم پوست بدرّد قَفا
1313
هر سَحر از عشق دمی میزنم
روزِ دگر میشنوم بر ملا
1414
قصهٔ دردم همه عالَم گرفت
در که نگیرد نفسِ آشنا؟
1515
گر برسد نالهٔ سعدی به کوه
کوه بنالد به زبانِ صدا
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
هین که منم بر در در برگشا
بستن در نیست نشان رضا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 250
پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
از من و ما بگذر و زوتر بیا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 251
نذر کند یار که امشب تو را
خواب نباشد ز طمع برتر آ
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 252
خیز صبوحی کن و درده صلا
خیز که صبح آمد و وقت دعا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 255
گر بنخسبی شبی ای مه لقا
رو به تو بنماید گنج بقا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 258
چرخ فلک با همه کار و کیا
گرد خدا گردد چون آسیا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 260

