غزل شمارهٔ 1
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1اول دفتر به نام ایزد دانا
11
اول دفتر به نام ایزد دانا
صانِعِ پروردگارِ حیّ توانا
22
اکبر و اعظم، خدای عالم و آدم
صورت خوب آفرید و سیرت زیبا
33
از در بخشندگی و بندهنوازی
مرغِ هوا را نصیب و ماهیِ دریا
44
قسمت خود میخورند، مُنعِم و درویش
روزی خود میبرند پشّه و عَنقا
55
حاجت موری به علم غیب بداند
در بُنِ چاهی به زیر صخرهٔ صَمّا
66
جانور از نطفه میکند، شکر از نی
برگِ تر از چوب خشک و چشمه ز خارا
77
شربت نوش آفرید از مگسِ نَحْل
نَخل تناور کند ز دانهٔ خرما
88
از همگان بینیاز و بر همه مشفق
از همه عالم نهان و بر همه پیدا
99
پرتو نور سُرادِقات جَلالش
از عظمت، ماورای فکرت دانا
1010
خود نه زبان در دهان عارف مدهوش
حمد و ثنا میکند، که موی بر اعضا
1111
هر که نداند سپاس نعمت امروز
حیف خورد بر نصیب رحمت فردا
1212
بار خدایا مُهَیْمِنی و مُدَبِّر
وز همه عیبی مقدّسی و مُبَرّا
1313
ما نتوانیم حق حمد تو گفتن
با همه کَرّوبیان عالم بالا
1414
سعدی از آنجا که فهم اوست سخن گفت
ور نه کمال تو، وَهْم کی رسد آنجا؟
زمین

