غزل شمارهٔ 333

شاعر: سعدی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: وش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 12

صنف: غزل

Toggle stanza 1
خطا کردی به قول دشمنان گوش
1
خطا کردی به قول دشمنان گوش
که عهد دوستان کردی فراموش
2
که گفت آن روی شهرآرای بنمای
دگربارش که بنمودی فراپوش
3
دل سنگینت آگاهی ندارد
که من چون دیگ رویین می‌زنم جوش
4
نمی‌بینم خلاص از دست فکرت
مگر کافتاده باشم مست و مدهوش
5
به ظاهر پند مردم می‌نیوشم
نهانم عشق می‌گوید که منیوش
6
مگر ساقی که بستانم ز دستش
مگر مطرب که بر قولش کنم گوش
7
مرا جامی بده وین جامه بستان
مرا نقلی بنه وین خرقه بفروش
8
نشستم تا برون آیی خرامان
تو بیرون آمدی من رفتم از هوش
9
تو در عالم نمی‌گنجی ز خوبی
مرا هرگز کجا گُنجی در آغوش
10
خردمندان نصیحت می‌کنندم
که سعدی چون دهل بیهوده مخروش
11
ولیکن تا به چوگان می‌زنندش
دهل هرگز نخواهد بود خاموش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تعالی الله، چه دولت داشتم دوش

که بود آن بخت بیدارم در آغوش

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1142

نهادی لعل رخشان بر بناگوش

سهیل و ماه را کردی هم آغوش

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 479

بِبُرد از من قرار و طاقت و هوش

بتِ سنگین دلِ سیمین بناگوش

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 282

بود زودا، که آیی نیک خاموش

چو مرغابی زنی در آب پاغوش

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزجپاره 7

برفتم دی به پیشش سخت پرجوش

نپرسید او مرا بنشست خاموش

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1236

چه رسم‌ست آن نهادن زلف بر دوش

نمودن روز را در زیر شب‌پوش

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 200

ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش

دلم پر نیش گشت و طبع پر نوش

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 204

دلی کامد ز عشق دوست در جوش

بماند تا قیامت مست و مدهوش

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 439

قیامت باشد آن قامت در آغوش

شراب سلسبیل از چشمهٔ نوش

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 334

یکی را دست حسرت بر بناگوش

یکی با آن که می‌خواهد در آغوش

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 335

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور