باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 551جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود

آڈیو
10 اشعار

غزل شمارهٔ 552چیست صلای چاشتگه خواجه به گور می‌رود

آڈیو
13 اشعار

غزل شمارهٔ 553بی‌همگان به سر شود، بی‌تو به سر نمی‌شود

آڈیو
13 اشعار

غزل شمارهٔ 554این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می‌شود

آڈیو
6 اشعار

غزل شمارهٔ 555چونک جمال حسن تو، اسبِ شکار زین کند

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 556جور و جفا و دوریی کان کنکار می‌کند

آڈیو
17 اشعار

غزل شمارهٔ 557دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود

آڈیو
6 اشعار

غزل شمارهٔ 558یار مرا چو اشتران باز مهار می‌کشد

The Friend is toggling me like a camel; in what train is He dragging His drunken camel?

Enآڈیو
7 اشعار

غزل شمارهٔ 559زهره عشق هر سحر بر در ما چه می‌کند

آڈیو
8 اشعار

غزل شمارهٔ 560عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود

آڈیو
6 اشعار

غزل شمارهٔ 561طوطی جان مست من از شکری چه می‌شود

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 562خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد

آڈیو
7 اشعار

غزل شمارهٔ 563دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

My heart, be seated near that person who has experience of the heart, go under that tree which bears fresh blossoms.

Enآڈیو
11 اشعار

غزل شمارهٔ 564همی‌بینیم ساقی را که گرد جام می‌گردد

آڈیو
14 اشعار

غزل شمارهٔ 565اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد

آڈیو
14 اشعار

غزل شمارهٔ 566بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد

A fair idol that all the night teaches tricks to Venus and the moon, his two eyes by witchery sew up the two eyes of heaven.

Enآڈیو
7 اشعار

غزل شمارهٔ 567نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد

آڈیو
17 اشعار

غزل شمارهٔ 568چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد

آڈیو
20 اشعار

غزل شمارهٔ 569بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 570بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 571بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار می‌ماند

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 572ورای پردهٔ جانت، دلا خلقان پنهانند

آڈیو
7 اشعار

غزل شمارهٔ 573برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه‌یْ شکر گوید

آڈیو
7 اشعار

غزل شمارهٔ 574مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد

آڈیو
6 اشعار

غزل شمارهٔ 575ایا سر کرده از جانم! تو را خانه کجا باشد؟

آڈیو
5 اشعار

غزل شمارهٔ 576دل من چون صدف باشد‌، خیال دوست دُر باشد

My heart is like an oyster shell, the Beloved’s phantom is the pearl; now I am no more contained, for this house is filled with Him.

Enآڈیو
5 اشعار

غزل شمارهٔ 577چو برقی می‌جهد چیزی عجب آن دلستان باشد

آڈیو
10 اشعار

غزل شمارهٔ 578مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد

آڈیو
13 اشعار

غزل شمارهٔ 579دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد

Once again the drunkards’ head from drunkenness has come into prostration; has perchance that minstrel of the souls struck up music from the veil?

Enآڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 580صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 581مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد

The month of December has departed, and January too; come, for the spring has come, the earth is green and joyous, the time of the tulips has come.

Enآڈیو
22 اشعار

غزل شمارهٔ 582اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند

آڈیو
8 اشعار

غزل شمارهٔ 583رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 584یکی گولی همی‌خواهم که در دلبر نظر دارد

آڈیو
3 اشعار

غزل شمارهٔ 585مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد

آڈیو
5 اشعار

غزل شمارهٔ 586سعادت‌جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد

آڈیو
10 اشعار

غزل شمارهٔ 587صلا جان‌های مشتاقان که نک دلدار خوب آمد

آڈیو
8 اشعار

غزل شمارهٔ 588صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 589شکایت‌ها همی‌کردی که بهمن برگ ریز آمد

آڈیو
10 اشعار

غزل شمارهٔ 590سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود

آڈیو
8 اشعار

غزل شمارهٔ 591چه بویست این چه بویست این مگر آن یار می‌آید

آڈیو
11 اشعار

غزل شمارهٔ 592اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 593برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می‌آید

آڈیو
6 اشعار

غزل شمارهٔ 594امروز جمال تو سیمای دگر دارد

Today your beauty has another lineament, today your delectable lip has another sweetmeat;

Enآڈیو
11 اشعار

غزل شمارهٔ 595آن را که درون دل عشق و طلبی باشد

آڈیو
8 اشعار

غزل شمارهٔ 596آن مه که ز پیدایی در چشم نمی‌آید

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 597امروز جمال تو بر دیده مبارک باد

آڈیو
5 اشعار

غزل شمارهٔ 598یارانِ سحر خیزان تا صبح که دریابد؟

Morn-arising friends, who is there that discovers the dawn, who discovers us dancing in confusion like atoms?

Enآڈیو
13 اشعار

غزل شمارهٔ 599امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد

آڈیو
10 اشعار

غزل شمارهٔ 600جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد

آڈیو
11 اشعار