رباعی شمارهٔ 395
Toggle stanza 1کم باد سَری که آن سَران را پا نیست
11
کم باد سَری که آن سَران را پا نیست
وان دل که بجان غرقهٔ این سودا نیست
22
گفتند در این میان نگنجد موئی
من موی شدم از آن مرا گنجانیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
گویند که راستی چو زر کانیست
سرمایهٔ عز و دولت و آسانیست
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 80
معموری عقل فضلهٔ ویرانی ست
سرمایهٔ علم خاک بی سامانی ست
عرفیرباعیهارباعی شمارهٔ 35
ای عقل برو که عاقلی اینجا نیست
گر موی شوی موی ترا گنجانیست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 198
درویشی و عاشقی به هم سلطانیست
گنجست غمِ عشق ولی پنهانیست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 319
مرغ جان را میل سوی بالا نیست
در شش جهتش پر زدن وپروا نیست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 409

