غزل شمارهٔ 2332
شاعر: رومی
Toggle stanza 1ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
11
ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
بگذاشته ما را تو و در خود نگریده
22
تو شرم نداری که تو را آینه ماییم
تو آینه ناقص کژشکل خریده
33
ای بیخبر از خویش که از عکس دل تو
بر عارض جانها گل و گلزار دمیده
44
صد روح غلام تو و هر دم چو کنیزک
آراسته خود را و به بازار دویده
55
بر چرخ ز شادی جمال تو عروسی است
ای همچو کمان جان تو در غصه خمیده
66
صد خرمن نعمت جهت پیشکش تو
وز بهر یکی دانه در این دام پریده
77
ای آنک شنیدی سخن عشق ببین عشق
کو حالت بشنیده و کو حالت دیده
88
در عشق همان کس که تو را دوش بیاراست
امشب تو به خلوتگه عشق آی جریده
99
چون صبر بود از شه شمس الحق تبریز
ای آب حیات ابد از شاه چشیده
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آن شیخ چه دیده ست که در خانه خزیده
با خویشتن آمیخته وز خلق بریده
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 853
اشکی که تو را بر گل رخسار دویده
باران بهار است که بر لاله چکیده
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 895
ای یار جفا کردهٔ پیوند بریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده؟
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 494
داراب دوم طفل فلک مهد جلی قدر
رخسار ظفر حسن کرم نور عقیده
نظیری نیشابوریدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 3 - این قطعه در تاریخ مولود صاحب زاده برخوردار میرزا داراب بن عبدالرحیم خان خانان گفته شده
ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
وی رخت از این جای بدان جای کشیده
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2334

