غزل شمارهٔ 2334
Toggle stanza 1ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
11
ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
وی رخت از این جای بدان جای کشیده
22
ای نرگس چشم و رخ چون لاله کجایی
از گور تو آن نرگس و آن لاله دمیده
33
اندر لحد بیدر و بیبام مقیمی
ای بر در و بر بام به صد ناز دویده
44
کو شیوه ابروی تو کو غمزه چشمت
ای چشم بد مرگ بدان هر دو رسیده
55
ای دست تو بوسه گه لبهای عزیزان
در دست فنا مانده تو با دست بریده
66
اینها همه سهل است اگر مرغ ضمیرت
بر چرخ پریده بود و دام دریده
77
صورت چه کم آید چه برد جان به سلامت
موزه چه کم آید چو بود پای رهیده
88
صد شکر کند جان چو رهد از تن و صورت
ای بیخبر از چاشنی جان جریده
99
کو لذت آب و گل و کو آب حیاتی
کو قبه گردونی و کو بام خمیده
1010
یا رب چه طلسم است کز آن خلد نفوریم
ما در تک این دوزخ امشاج خزیده
1111
محسود فلک بوده و مسجود ملایک
وز همت ناپاک ز ما دیو رمیده
1212
باغ آی و ز باران سخن نرگس و گل چین
نرگس ندهد قطره ای از بام چکیده
1313
بربند دهان از سخن و باده لب نوش
تا قصه کند چشم خمار از ره دیده
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آن شیخ چه دیده ست که در خانه خزیده
با خویشتن آمیخته وز خلق بریده
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 853
اشکی که تو را بر گل رخسار دویده
باران بهار است که بر لاله چکیده
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 895
ای یار جفا کردهٔ پیوند بریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده؟
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 494
داراب دوم طفل فلک مهد جلی قدر
رخسار ظفر حسن کرم نور عقیده
نظیری نیشابوریدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 3 - این قطعه در تاریخ مولود صاحب زاده برخوردار میرزا داراب بن عبدالرحیم خان خانان گفته شده
ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
بگذاشته ما را تو و در خود نگریده
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2332

