رباعی شمارهٔ 287
Toggle stanza 1چون دلبر من میان دلداران نیست
11
چون دلبر من میان دلداران نیست
او را چون جان هلاکت و پایان نیست
22
گر خیرهسری زنخ زند گو میزن
معشوق ازین لطیفتر امکان نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
در عشقِ تو برخویشتنم فرمان نیست
وین درد مرا به هیچ رو درمان نیست
عطارمختارنامهباب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشقشمارهٔ 12
چون راه تو را هیچ سر و پایان نیست
این درد من سوخته را درمان نیست
عطارمختارنامهباب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوقشمارهٔ 37
چون درد ترا تا به ابد درمان نیست
گر شاد شوی به قطع جز نقصان نیست
عطارمختارنامهباب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدنشمارهٔ 8
عاشق نبوَد آن که سبُک چون جان نیست
شب همچو ستاره گرد مه گردان نیست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 358

