غزل شمارهٔ 1922
Toggle stanza 1ما شادتریم یا تو ای جان
11
ما شادتریم یا تو ای جان
ما صافتریم یا دل کان
22
در عشق خودیم جمله بیدل
در روی خودیم مست و حیران
33
ما مستتریم یا پیاله
ما پاکتریم یا دل و جان
44
در ما نگرید و در رخ عشق
ما خواجه عجبتریم یا آن
55
ایمان عشق است و کفر ماییم
در کفر نگه کن و در ایمان
66
ایمان با کفر شد هم آواز
از یک پرده زنند الحان
77
دانا چو نداند این سخن را
پس کی رسد این سخن به نادان
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای کودک خوبروی حیران
در وصف شمایلت سخندان
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 446
برخیز که میرود زمستان
بگشای در سرای بستان
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 447
دین را حرمیست در خراسان
دشوار ترا به محشر آسان
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 139 - در نعت امام هشتم (ع)
از خجلت این گنه که عفوش
بر توست نه بر عطای یزدان
عرفیقطعاتشمارهٔ 33 - اعتذار
دیر آمدهای مرو شتابان
ای رفتن تو چو رفتن جان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1920
بازآمد آستین فشانان
آن دشمن جان و عقل و ایمان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1925
برخیز و صبوح را برنجان
ای روی تو آفتاب رخشان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1933

