شمارهٔ 33 - اعتذار
شاعر: عرفی
Toggle stanza 1از خجلت این گنه که عفوش
11
از خجلت این گنه که عفوش
بر توست نه بر عطای یزدان
22
خواهم که شوم ز سایه تو
در مطلع آفتاب پنهان
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
دیر آمدهای مرو شتابان
ای رفتن تو چو رفتن جان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1920
ما شادتریم یا تو ای جان
ما صافتریم یا دل کان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1922
بازآمد آستین فشانان
آن دشمن جان و عقل و ایمان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1925
برخیز و صبوح را برنجان
ای روی تو آفتاب رخشان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1933
ای کودک خوبروی حیران
در وصف شمایلت سخندان
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 446
برخیز که میرود زمستان
بگشای در سرای بستان
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 447
دین را حرمیست در خراسان
دشوار ترا به محشر آسان
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 139 - در نعت امام هشتم (ع)
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

