شمارهٔ 34 - لطف قیاس

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: قطعه

Toggle stanza 1
بحضرت تو مرا نسبتی است عرض کنم
1

بحضرت تو مرا نسبتی است عرض کنم

بشرط آنکه کند خرده بین زبان کوتاه

2

بغایبانه محبت زنم زلیخایی

که یوسفم تو ملک سیرتی بصورت ماه

3

اگر تفاوتی اندر میانه یافت شود

همین بود که تو درمصری و منم درچاه

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به کوی عقل مرو، گر به عشوه بردی راه

وگر ز عقل گذشتی، بگوی بسم الله

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1751

ز هر طرف که درآمد گشاده رخ آن ماه

مرا مشاهده شد سر ثم وجه الله

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 837

خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دل‌خواه

که در هوای تو برخاست بامداد پگاه

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 416

به گوش جان رهی منهیی ندا در داد

ز حضرت احدی لا اله الّا الله

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 27

به روز شنبهٔ سادس ز ماه ذی الحجّه

به سال هفتصد و شصت از جهان بشد ناگاه

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 28

سماع و بادهٔ گلگون و لعبتان چو ماه

اگر فرشته ببیند دراوفتد در چاه

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 104

چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه

ز ذره ذره شنو لا اله الا الله

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2408

در بهشت گشادند در جهان ناگاه

خدا به چشم عنایت به خلق کرد نگاه

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 50 - درستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه

یکی از ملوکِ عرب شنیدم که متعلّقان را همی‌گفت: مرسومِ فلان را چندان که هست مُضاعَف کنید که مُلازِمِ درگاه است و مترصّدِ فرمان؛ و دیگر خدمتکاران به لَهْو و لَعِب مشغول‌اند و در اَدایِ خدمت مُتَهاوِن.

صاحب‌دلی بشنید و فریاد و خروش از نِهادش بر آمد. پرسیدندش: چه دیدی؟ گفت: مراتبِ بندگان به درگاهِ خداوند، تَعالیٰ، همین مثال دارد.

سعدیگلستانباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 25

به جان رسید دل روشنم ز بخت سیاه

کند درازی شب عمر شمع را کوتاه

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6597

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور