غزل شمارهٔ 1526

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ایم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
از آن باده ندانم، چون فنایم
1
از آن باده ندانم، چون فنایم
از آن بی‌جا نمی‌دانم کجایم
2
زمانی قعر دریایی درافتم
دمی دیگر چو خورشیدی برآیم
3
زمانی از من آبستن جهانی
زمانی چون جهان خلقی بزایم
4
چو طوطیْ جانْ شِکر خاید به ناگه
شوم سرمست و طوطی را بخایم
5
به جایی درنگنجیدم به عالم
بجز آن یارِ بی‌جا را نشایم
6
منم آن رندِ مستِ سخت شیدا
میانِ جمله رندان‌ْ هایْ هایم
7
مرا گویی: «چرا با خود نیایی؟!»
تو بنما خود که تا با خود بیایم
8
مرا سایه‌یْ هُما چندان نوازد
که گویی سایه او شد من هُمایم
9
بدیدم حُسن را سرمست می‌گفت:
«بلایم من، بلایم من، بلایم»
10
جوابش آمد از هر سو ز صد جان
تُرایم من، تُرایم من، تُرایم
11
تو آن نوری که با موسی همی‌گفت
«خدایم من، خدایم من، خدایم»
12
بگفتم: «شمس تبریزی! کِیی؟» گفت:
«شمایم من، شمایم من، شمایم»

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور