غزل شمارهٔ 2656

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 21

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
نه آتش‌های ما را ترجمانی
1
نه آتش‌های ما را ترجمانی
نه اسرار دل ما را زبانی

No interpreter of our fires, not tongue for the secrets of our hearts—

2
برهنه شد ز صد پرده دل و عشق
نشسته دو به دو جانی و جانی

Heart and love have become naked of one hundred veils, soul and soul seated two and two—

3
میان هر دو گر جبریل آید
نباشد ز آتشش یک دم امانی

If Gabriel himself would enter between the two, he would not have one moment’s security from the fire.

4
به هر لحظه وصال اندر وصالی
به هر سویی عیان اندر عیانی

Every instant union upon union, on every side vision upon vision,

5
ببینی تو چه سلطانان معنی
به گوشه بامشان چون پاسبانی

[You] see on the roof of which kings of reality you are seated as a watchman.

6
سرشته وصل یزدان کوه طور است
در آن کان تاب نارد یک زمانی

The end of the thread of union with God is the Mount of Sinai which cannot endure this light for a single moment.

7
اگر صد عقل کل بر هم ببندی
نگردد بامشان را نردبانی

If you were to knot together a hundred universal reasons, there would be no ladder for this tall roof;

8
نشانی‌های مردان سجده آرد
اگر زان بی‌نشان گویم نشانی

If I utter a sign of that signless one, the signs of all true men would bow prostrated.

9
از آن نوری که حرف آن جا نگنجد
تو را این حرف گشته ارمغانی

This word has become for you a present from that light which transcends the reach of words.

10
کمر شد حرف‌ها از شمس تبریز
بیا بربند اگر داری میانی

Words have become a belt for Shams-i Tabr¯ız; come, fasten it on, if you have a waist.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اگر تو سرگذشت من بدانی

دگر افسانه مجنون نخوانی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1811

نگارین مرا شد نوجوانی

که نو بادش نشاط و کامرانی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1812

سقاک الله یا خیر المغانی

ولا اخلاک عن وصل الغوانی

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 22

دریغا خلعت حسن جوانی

گرش بودی طراز جاودانی

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 28

هم اکنون از هم اکنون داد بستان

که اکنونست بی شک زندگانی

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 198

تجلی سنگ را نومید نگذاشت

مترس از دورباش لن ترانی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6969

هزاران جان سزد در هر زمانی

نثار روی چون تو دلستانی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 797

به هر کویی مرا تا کی دوانی

ز هر زهری مرا تا کی چشانی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 807

سحر در شاخسار بوستانی

چه خوش میگفت مرغ نغمه خوانی

علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 25

خبر واده کز این دنیای فانی

به تلخی می‌روی یا شادمانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2668

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور