رباعی شمارهٔ 617
Toggle stanza 1جامی که بگیرم میش انوار بود
11
جامی که بگیرم میش انوار بود
بیتی که بگویم همه اسرار بود
22
در هر طرفی که بنگرد دیدهٔ من
بیپرده مرا ضیاء دلدار بود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
جایی که درخت عیش پربار بود
در در نظر و گهر در انبار بود
سعدیمواعظرباعیاترباعی شمارهٔ 27
آن ذات که پروردهٔ اسرار بود
از مرگ نیندیشد و هشیار بود
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 171
چون نیستی تو محض اقرار بود
هستیت ز سرمایهٔ انکار بود
عطارمختارنامهباب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقاشمارهٔ 28
چون نیستی تو محض اقرار بود
هستی تو سرمایهٔ انکار بود
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 644
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

