رباعی شمارهٔ 1936

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: نی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 12

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
گفتم صنمی شدی که جان را وطنی
1

گفتم صنمی شدی که جان را وطنی

گفتا که حدیث جان مکن گر ز منی

2

گفتم که به تیغ حجتم چند زنی

گفتا که هنوز عاشق خویشتنی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای دوست حقیقت شنو از من سخنی

با بادهٔ لعل باش و با سیم تنی

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 162

ای دوست! حقیقت شنو از من سخنی

با بادۀ لعل کوش، با سیمْ تنی

خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 49

در وهم نیاید که چه شیرین‌دهنی

این‌ست که دور از لب و دندان منی

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 141

مردی نه به قوتست و شمشیرزنی

آنست که جوری که توانی نکنی

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 69

ظالمی را حکایت کنند که هیزمِ درویشان خریدی به حَیف و توانگران را دادی به طَرْح. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت:

ماری تو که هر که را ببینی، بزنی

سعدیگلستانباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 26

یک روز نباشد که تو با کبر و منی

صد تیغ جفا بر من مسکین نزنی

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 411

ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی

بر عشرت ما خنده زدی بی دهنی

عطارمختارنامهباب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح داردشمارهٔ 22

چشم من دلخسته به هر انجمنی

چون خویشتنی ندید بیخویشتنی

عطارمختارنامهباب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرمشمارهٔ 7

گر برخیزد ز پیش چشم تو منی

بینی تو که بر محض فنا مفتتنی

عطارمختارنامهباب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید داردشمارهٔ 76

امشب منم و یکی حریف چو منی

بر ساخته مجلسی برسم چمنی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1684

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور