غزل شمارهٔ 2600

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: اری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری
1
گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری
تشنیع زنان بودم بر عهد وفاداری
2
غماز غمت گفتا در خانه بجوی آخر
آن طره که دل دزدد ماننده طراری
3
در سوخته جان زن از آهن و از سنگش
در پیه دو دیده خود بر آب بزن ناری
4
بفروز چنین شمعی در خانه همی‌گردان
باشد که نهان باشد او از پس دیواری
5
اندر پس دیواری در سایه خورشیدش
در نیم شب هجران بگشود مرا کاری
6
در خانه همی‌گشتم در دست چنین شمعی
تا تیره شد این شمعم از تابش انواری
7
گفتم که در این زندان چون یافتمت ای جان
در بی‌نمکی چون ره بردم به نمکساری
8
ای شوخ گریزنده وی شاه ستیزنده
وی از تو جهان زنده چون یافتمت باری
9
در حال نهانی شد پنهان چو معانی شد
چون گوهر کانی شد غیرت شده ستاری
10
من دست زنان بر سر چون حلقه شده بر در
وین طعنه زنان بر من هم یافته بازاری
11
از پرتو مخدومی شمس الحق تبریزی
چون مه که ز خورشیدش شد تیره خجل واری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای سعی نگون‌، زین دشت‌، در سر چه هوا داری

کز یک دو تپش با خاک چون آبله همواری

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2691

ترسا بچه‌ای شنگی زین نادره دلداری

زین خوش نمکی شوخی، زین طرفه جگرخواری

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 779

افتاد دل و جانم در فتنه طراری

سنگینک جنگینک سر بسته چو بیماری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2567

امشب پریان را من تا روز به دلداری

در خوردن و شب گردی خواهم که کنم یاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2595

نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری

گر سینه نپوشانی تیری بخوری کاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2596

گر روی بگردانی تو پشت قوی داری

کان روی چو خورشیدت صد گون کندت یاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2597

ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری

یک دم چه زیان دارد گر روی به ما آری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2598

ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری

وز روی تو در عالم هر روی به دیواری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2599

قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری

واستغرقنی الساقی من نائله‌الجاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3207

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور