غزل شمارهٔ 2691

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: اری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای سعی نگون‌، زین دشت‌، در سر چه هوا داری
1

ای سعی نگون‌، زین دشت‌، در سر چه هوا داری

کز یک دو تپش با خاک چون آبله همواری

2

صد عشق و هوس داریم، صد دام و قفس داریم

تا نیم نفس داریم کم نیست گرفتاری

3

پوشیدن اسرارست ای شخص حباب اینجا

عریانی دیگر نیست‌ گر جامه فرود آری

4

غمازی اگر ننگست باید مژه پوشیدن

بیرنگ نمی‌آید از آینه‌ ستاری

5

در غیبت نیک و بد نقدست مکافاتت

آخر به چه روی است این‌ کز پشت برون آری

6

آگاهی و جهل از ما تمییز نمی‌خواهد

بی‌چشمی مژگانیم کو خواب و چه بیداری

7

در مرکز تسلیم است اقبال بلندیها

سر بر فلکم اما از آبله دستاری

8

ما ذرهٔ موهومیم اما چه توان‌ کردن

تشویش‌ کمی‌ها هم‌ کم نیست ز بسیاری

9

فریاد ز افلاسم‌ کاری نگشود آخر

بی‌ناخنی‌ام خون کرد از خجلت سرخاری

10

پرهیز میسر نیست از مخترع اوهام

چون چشم بتان عام است بیدادی و بیماری

11

بار نفس بیدل بر دوش دل افتاده‌ست

دل این همه سنگین نیست وقتست‌ که برداری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

افتاد دل و جانم در فتنه طراری

سنگینک جنگینک سر بسته چو بیماری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2567

امشب پریان را من تا روز به دلداری

در خوردن و شب گردی خواهم که کنم یاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2595

نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری

گر سینه نپوشانی تیری بخوری کاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2596

گر روی بگردانی تو پشت قوی داری

کان روی چو خورشیدت صد گون کندت یاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2597

ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری

یک دم چه زیان دارد گر روی به ما آری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2598

ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری

وز روی تو در عالم هر روی به دیواری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2599

گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری

تشنیع زنان بودم بر عهد وفاداری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2600

قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری

واستغرقنی الساقی من نائله‌الجاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3207

ترسا بچه‌ای شنگی زین نادره دلداری

زین خوش نمکی شوخی، زین طرفه جگرخواری

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 779

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور