غزل شمارهٔ 564
Toggle stanza 1باز از شراب فتنه خرابم نمی کنی
11
باز از شراب فتنه خرابم نمی کنی
در آتش کرشمه کبابم نمی کنی
22
صد شیشه گشت خالی و صد خُم به ته رسید
وز جرعه ای هنوز خرابم نمی کنی
33
صد پرسشم ز هر سر مو می کنی، ولی
یک بار عنایتی به جوابم نمی کنی
44
بهر فریب، سایه بیاندازیم به سر
در زیر چرخ سدره به خوابم نمی کنی
55
صد ناله سوخت در دل و در بزم خود هنوز
فریاد بخش چنگ و ربابم نمی کنی
66
مردم ز ننگ هوش و مستانه خنده ای
دریا کش محیط شرابم نمی کنی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

