Toggle stanza 1
باز از شراب فتنه خرابم نمی کنی
1

باز از شراب فتنه خرابم نمی کنی

در آتش کرشمه کبابم نمی کنی

2

صد شیشه گشت خالی و صد خُم به ته رسید

وز جرعه ای هنوز خرابم نمی کنی

3

صد پرسشم ز هر سر مو می کنی، ولی

یک بار عنایتی به جوابم نمی کنی

4

بهر فریب، سایه بیاندازیم به سر

در زیر چرخ سدره به خوابم نمی کنی

5

صد ناله سوخت در دل و در بزم خود هنوز

فریاد بخش چنگ و ربابم نمی کنی

6

مردم ز ننگ هوش و مستانه خنده ای

دریا کش محیط شرابم نمی کنی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور