غزل شمارهٔ 246
Toggle stanza 1هر چه بگزیدم از آن کیش برهمن به بود
11
هر چه بگزیدم از آن کیش برهمن به بود
هر که دیدم به در بتکده از من به بود
22
نالهٔ بلبلم آشفته به گلزار کشید
ور نه از طرف چمن، گوشهٔ گلخن به بود
33
بزم داود بهشتم، در یعقوب زدم
کز نوای شکرین ، تلخی شیون به بود
44
دوش در مجلس اصحاب نشستم، همه گوش
هر چه نشنیدم از آن، طعن برهمن به بود
55
عمر در عجب و ریا رفت، ندانستم، حیف
که مرا تیرگی از پاکی دامن به بود
66
گذر عشق روا بود درآتشکده هم
این قدر بود که در وادی ایمن به بود
77
عرفی انصاف دهم، آن چه که کردی همه عمر
گر همه طاعت حق بود ، نکردن به بود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

