Toggle stanza 1
دلم به قبله ی اسلام مایل افتاده است
1

دلم به قبله ی اسلام مایل افتاده است

صنم تراش من از کفر غافل افتاده است

2

مرا معامله در کوچه ایست با مرهم

که صد مسیح به یک زخم بسمل افتاده است

3

به دیر می رود ای کعبه رو رهت ، فریاد

که مست خوابی و آتش به محمل افتاده است

4

طواف کعبه مبادا که نا امید شوم

مدد کنید که جمازه در گل افتاده است

5

من از فریب عمارت گدا شدم ور نه

هزار گنج به ویرانه ی دل افتاده است

6

چگونه گریه بجوشد که چشم حیرانم

به آفتاب قیامت مقابل افتاده است

7

ز بار درد سبک مایه دان شهیدان را

که در محیط محبت به ساحل افتاده است

8

ز بحر جود کریمی که تشته در طلب است

هزار پایه گداتر ز سایل افتاده است

9

به آستان محبت شهید شد عرفی

برهمنی به در کعبه بسمل افتاده است

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…