غزل شمارهٔ 468
Toggle stanza 1هرگز گله از دوست به محرم نفروشم
11
هرگز گله از دوست به محرم نفروشم
گر مشتریم دوست شود هم نفروشم
22
از شورش غم با در و دیوار به حرفم
رفت آن که به آسوده دلان غم نفروشم
33
هرگز نگشایم در دکان غم دل
وانگه که دکان باز کنم کم نفروشم
44
زان اهل نفاقم نپسندند که هرگز
قول غلط و فعل مسلم نفروشم
55
عرفی دل آباد به یک جو نخرد عشق
من هم دل ویران به دو عالم نفروشم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

