غزل شمارهٔ 467
شاعر: عرفی
Toggle stanza 1دل در شکن طرهٔ دلبند شکستیم
11
دل در شکن طرهٔ دلبند شکستیم
صد نیش بلا در دل خرسند شکستیم
22
سودازده گی بین که دل هم نفسان را
صد بار ز نشنیدن یک بند شکستیم
33
ما را بکن از عشق به زهر مژه ها یاد
کاین توبه به امید شکرخند شکستیم
44
از بس که شکفتیم ز تلخابه کشیدن
در کام مگس چاشنی قند شکستیم
55
می کفت به یعقوب محبت که بسی ما
دل های پدر در غم فرزند شکستیم
66
دردا که از این عهد که دل با صنمی بست
صد داغ نهانی به خداوند شکستیم
77
تا کام تو عرفی ثمرآلوده نگردد
در باغ طرب نخل برومند شکستیم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

