غزل شمارهٔ 272
Toggle stanza 1هر کس که در بهار به صحرا برون رود
11
هر کس که در بهار به صحرا برون رود
عیش آن گهی کند که به ذوق جنون رود
22
عارف به خار و گل چو ببیند به روی دوست
روزی دری گشاید و بیخود درون رود
33
حربا مجوی، بر اثر عشق رو، که گل
رویش به مطلب است، ولی واژگون رود
44
سرچشمهٔ تراوش دشنام همت است
هر ماجراکه بر سر دنیای دون رود
55
دریافتم ز بوی تو عرفی، که بهر گام
صد ره دمی به خانهٔ عرفی زبون رود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

