Toggle stanza 1
اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
1

اهل وفا که آتش ما تیز می کنند

چون شعله سر کشد همه پرهیز می کنند

2

ای بی غمان حذر که غزالان مست یار

فتراک عمر عافیت آویز می کنند

3

شمشیر غمزه-کند شد آهنگ قتل من

کاین تیغ به خون جگر تیز می کنند

4

برخون کشتهٔ تو ملایک زنند جوش

این شهد را ببین که مگس-ریز می کنند

5

معمور باد سینهٔ عرفی که درد و غم

تعمیر این زمین بلا خیز می کنند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور