غزل شمارهٔ 311

Toggle stanza 1
آنجا که بخت بد به تقاضا غلو کند
1

آنجا که بخت بد به تقاضا غلو کند

کاری که یأس هم نکند، آرزو کند

2

بسا دانه های مهر فشاندیم و خاک شد

تا ریشه در زمین که فرو کند

3

طالب به کام می رسد ار سعی کامل است

بازش مدار اگر جست و جو کند

4

داروی عیسی به قدح داشتم ولی

مشفق نداشتم که مرا در گلو کند

5

غسل شهید عشق به آتش سزد نه آب

چون شعله را به آب کسی شست و شو کند

6

این بی غمی که با دل عرفی سرشته اند

پر صبر بایدش که به درد تو خو کند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور