Toggle stanza 1
ترسم از اهل ورع، شوق شرابم بکشند
1

ترسم از اهل ورع، شوق شرابم بکشند

به بهشتم بفریبند و به خوابم بکشند

2

در دم نزع اگر توبه ز می خواهم کرد

بهتر آن است که رندان به شرابم بکشند

3

من که بیزار نخواهم شدن از موی سفید

جای آن است که در عهد شبابم بکشند

4

چون ز آسیب شبیخون نتوانم جان برد

دارم امید نارفته به خوابم بکشند

5

سخنی در دلم آمد که اگر گفته شود

اهل تحقیق به ناپخته جوابم بکشند

6

بایزیدم که ان الحق به زبان می آرم

گو مریدان که همین دم به شتابم بکشند

7

عرفی از صومعه بگذار که بیرون آیم

گر پسندی که ز شوق می نابم بکشند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور