غزل شمارهٔ 248
شاعر: عرفی
Toggle stanza 1مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند
11
مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند
به این بهانه حدیث می مغانه کند
22
دلم چکونه نتازد به صیدگاه کسی
که شوق ناوک او کار تازیانه کند
33
ستم فروش درآ، در زمانه، باک مدار
که خوش معاملگی بیشتر زمانه کند
44
شکوه عشق نگه کن ، که موی مجنون را
فلک به شعشعهٔ آفتاب شانه کند
55
کسی که خاک درت را کند چو سرمه به چشم
ببین چه بی ادبی ها به آستانه کند
66
جحیم با همه اسباب سوختن ، عرفی
ز برق شمع تو دریوزهٔ زبانه کند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

