غزل شمارهٔ 562
Toggle stanza 1چندم ای نالهٔ سحر بکُشی
11
چندم ای نالهٔ سحر بکُشی
هر دم از آتش دگر بکُشی
22
دَرِ این دودگه دلا در بند
چندم از آه بی اثر بکُشی
33
این که پروانگی کنم، ترسم
کاتشم را به بال و پر بکُشی
44
نامه ام سنگ را بگریاند
ای فلک مرغ نامه بر بکُشی
55
کُشتی از غمزه اهل عالم را
بعد از این غمزه را مگر بکُشی
66
تا کنم چون چراغ شام بلا
زنده سازی و در سحر بکُشی
77
چون کسی اهل درد، عرفی را
چشم دارم که بیشر بکُشی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

