غزل شمارهٔ 182

Toggle stanza 1
دلم از ناله خوش گردید امید اثر باشد
1

دلم از ناله خوش گردید امید اثر باشد

بسی آسود شستم این خدنگم کارگر باشد

2

اگر دزدیده دیدن ها نباشد بهر پاس دل

محبت از تغافل های بیجا در خطر باشد

3

دلم تا خو به آسایش نگیرد روز خرسندی

به خاطر شیوه یی آید که آن جانسوزتر باشد

4

ز هجران روز ما دارد غبار عالمی بر دل

نباشد در شب ما روشنی گر صد سحر باشد

5

نگویم جرم ادراکست، شرم غمزه را نازم

که صدره کشته ام دید و ز حالم بی خبر باشد

6

مکن دورم، که بس دشوار باشد بال افشاندن

اسیری را که گردی زین حرم بر بال و پر باشد

7

«نظیری » شاد هم باشی که خدمتکار دیرینی

کدامت قدر و قیمت پیش او؟ خاکت به سر باشد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور