غزل شمارهٔ 269
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1دچار هرکه شوی جز سراغ یار مگیر
11
دچار هرکه شوی جز سراغ یار مگیر
سپند بر سر آتش شو و قرار مگیر
22
چو وعده دررسد، او خود به یاد می آرد
به ذوق خویش سر راه انتظار مگیر
33
ز آب و دانه همه وحشیان برآمده اند
سر شکار نداری پی شکار مگیر
44
تو آن درخت نیی کز تو بر توان خوردن
پی نظاره خوشی، گل فشان و بار مگیر
55
حقوق صحبت اگر وعده ایست کم مشمار
وفای دوست اگر پرسشی است خوار مگیر
66
چو لاله سوخته دل یا چو سرو فارغ باش
هزار رنگ مشو، طور نوبهار مگیر
77
شراب غیر «نظیری » خمار می آرد
قدح ز ساقی بیگانه زینهار مگیر
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

