غزل شمارهٔ 479
شاعر: نظیری نیشابوری
وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
قافیہ: اننخواهییافتن
صنف: غزل
Toggle stanza 1بیمار بیدردی دلا درمان نخواهی یافتن
بیمار بیدردی دلا درمان نخواهی یافتن
وحی ار به تو نازل شود ایمان نخواهی یافتن
چرخیست در گرد آمده کاریست سر در گم شده
سررشته کز کف دادهای آسان نخواهی یافتن
قربی که خاصان شهش در آرزوی یک دمند
مفت از خطا درباختی ارزان نخواهی یافتن
باشد سخن سیم و گهر نزد معیر پاک بر
کآن دم که نرخش بشکند تاوان نخواهی یافتن
باغی است طبعت پر شجر از نظم و نثرش شاخ و بر
دهقان ترازش گر کند نقصان نخواهی یافتن
از جویبار خود نوا بر نوبهار من مزن
فردا چو صحرا بشکفد بستان نخواهی یافتن
شب رخت سودا باز کن ورنه به وقت صبحدم
از گرمی بازار من دکان نخواهی یافتن
سلطان ظالم را ظفر بر لشکر مظلوم نیست
درویش اگر ماند به جا سلطان نخواهی یافتن
احسان ساقی بیزیان ظرف «نظیری» بیکران
دور ار چنین گردان شود مهمان نخواهی یافتن
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

