Toggle stanza 1
به دل ز شوق تو چون ناله در سماع آید
1

به دل ز شوق تو چون ناله در سماع آید

اجابت از در و بامم به استماع آید

2

میی است در خم شوقم که گر به جوش رود

هزار ذره و پروانه در سماع آید

3

چنان به نالش من روزگار خوش دارد

که گر خموش شوم به سر نزاع آید

4

به بیع عشوه برم جان که مست ناز مرا

اهانتی است که خود بر متاع آید

5

بجاست ناله مرغ چمن که گل به شتاب

چنان رود که مگر از پی وداع آید

6

چسان فسانه بلبل برم به درد سرش

سریست آنکه ز بوی گلش صداع آید

7

سر از اطاعت فرمان کشم جم و کی را

که بنده یی که مطیع تو شد مطالع آید

8

نمونه ای ز وصال تو و نمایش ماست

که ذره در نظر از هستی شعاع آید

9

به صبر داد «نظیری » قرار، فرمان ده

که غم به بدعت و هجران به اختراع آید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور