Toggle stanza 1
بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
1

بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت

شیخ از حرم برآمد و گبر از صنم گذشت

2

خیز از سفال خضر زلال بقا بنوش

کاین آب زندگی ز سر جام جم گذشت

3

نبود علایق دو جهان گرد دامنش

چون من مجردی که ز دیر و حرم گذشت

4

ناموس و ننگ در نظر من برابر است

هرکس ز خود گذشت ز شادی و غم گذشت

5

برق دل رمیده ما را طلب مکن

کاین پرتو از سواد وجود و عدم گذشت

6

جز رفت و آمد نفسی نیست بود ما

جاوید زیست هر که ازین یک دو دم گذشت

7

چون عندلیب مست «نظیری » ترانه گوست

از خار و گل بریده شد از مدح و ذم گذشت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور