غزل شمارهٔ 67
Toggle stanza 1می باش و از مزاج حریفان نشان طلب
11
می باش و از مزاج حریفان نشان طلب
با طبع هر که راست نیابی کران طلب
22
چون ره بری به صحبت نیکان گران مباش
جایت اگر به صدر دهند آستان طلب
33
مهمان گنج باش و قناعت به خاک کن
همسایه همای شو و استخوان طلب
44
مجموعه ایست عالم از آن انتخاب کن
مغلوبه ایست دهر درو مهربان طلب
55
در طبع دوستان ز حسد راستی نماند
انصاف اگر طلب کنی از دشمنان طلب
66
از حلقه های زلف طلسمی به چنگ آر
وز شغل آن ز وسوسه دل امان طلب
77
دست کسی به دامن محمل نمی رسد
کو را نه بر صدای جرس کاروان طلب
88
هرگاه یوسفی ز تو در راه مانده است
شیون کن و ز گم شده خود نشان طلب
99
ننگست در طریق کریمان معاملت
جان از «نظیری » ار طلبی رایگان طلب
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

