Toggle stanza 1
ناله را نیست اثر کز تو شکایت دارد
1

ناله را نیست اثر کز تو شکایت دارد

ورنه ما گرم دعاییم و سرایت دارد

2

مرده را زنده نماید دم ما بوالعجبان

آتش از گرمی ما چشم حمایت دارد

3

ذوق هر مرغ به اندازه پرواز خود است

عشقبازی نبود هرچه نهایت دارد

4

عمل صالح و طالح به جوی نستانند

هرکجا کار تعلق به عنایت دارد

5

کس چه داند که همه مایه بنا بود رود

جنس نایاب خریدم که کفایت دارد

6

دفتر ناله ما را مگشایید ز هم

مهر درد است برو، تا چه حکایت دارد

7

کفر و ایمان نبود شرط «نظیری » در عشق

به تو کافر بنمایم که ولایت دارد؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور