Toggle stanza 1
نیم ز کعبه به می خوردن مجاز خجل
1

نیم ز کعبه به می خوردن مجاز خجل

به پیش باده فروشم ز کشف راز خجل

2

ز روی مستی اگر پرده ای درم سهل است

به پای خم سحری برده ام نیاز خجل

3

گذار بی خود مستم که گر به هوش آیم

شود فرشته ز پرهیز و احتراز خجل

4

نه پیش مشرب ساقی ملولم از توبه

نه در طریقت رندانم از نماز خجل

5

همیشه با غزل و جام در مشاهده ام

حقیقتم نکند از رخ مجاز خجل

6

بلند و پست بسی راه پیشم آمده است

نه از نشیب ملولم نه از فراز خجل

7

به خوب و زشت جهان هیچ اعتمادم نیست

کز امتیاز شوم در هر امتیاز خجل

8

ز کعبه آنکه طلب داشتم دلیلم بود

ز رنج بادیه ام وز ره دراز خجل

9

ز عرض حال اگر منفعل شدم سهل است

تسلیم که نگشتم ز کارساز خجل

10

کمال قرب «نظیری » حجاب او شده است

فراز مسند سلطان بود ایاز خجل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور