غزل شمارهٔ 386
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1فتنه با زلف تو گرفته طرف
11
فتنه با زلف تو گرفته طرف
دل ما را نمی دهد از کف
22
نیم کش سر دهی خدنگ نگاه
بگذرانی ز صد هزار صدف
33
دست برد نگاه چالاکت
مرد برباید از میانه صف
44
به تو سلطان خزانه داو کند
رفته بازی و مهره گشته تلف
55
عاق بر مادر و پدر گردد
از نکو پروریدن تو خلف
66
بر بساطی که بندگان تواند
خواجه را بر غلام نیست شرف
77
هرکجا نغمه و ترانه تست
از کف مطربان نیفتد دف
88
جعد اگر ز آفتاب برداری
ننماید به روی ماه کلف
99
آن چه بی روی تو «نظیری » دید
بی سلیمان ندیده بود آصف
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

