Toggle stanza 1
فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را
1

فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را

غم بیرون گرفت از ما هوای منزل ما را

2

گل افشان بود با تو هر بن خار و سر سنگی

تو چون رفتی از اینجا آفتی زد حاصل ما را

3

عفاک الله به قید عشقم از هستی برآوردی

به یک مشکل نمودی حل هزاران مشکل ما را

4

اگر مقبول اگر مردود حرف ما اثر دارد

توان تعویذ بازو کرد سحر باطل ما را

5

سرشت ما خواص مهر و طبع دوستی دارد

برهمن بت نمی سازد مگر مشت کل ما را

6

همه افسانه گیسو و رخسار تو می گویم

شب ما نور می بخشد چراغ محفل ما را

7

بشارت در گذر دادیم و شاهد در نظر داریم

به دیدار تو چشم افتاد بخت مقبل ما را

8

درین صحرا «نظیری » نیست لاغرتر ز ما صیدی

که بر فتراک می بندد شکار بسمل ما را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور