غزل شمارهٔ 112
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1نشست پهلوی من وز رقیب جام گرفت
11
نشست پهلوی من وز رقیب جام گرفت
گل تلافی من رنگ انتقام گرفت
22
قضا سمند نشاط کرام پیش آورد
قدر عنان مراد از کف لئام گرفت
33
به صد کمند نه استاد غم چو مست شدیم
در سرای به بستیم راه بام گرفت
44
معاندان بت پندار جمله بشکستند
که کار بت شکنی رونق تمام گرفت
55
نیافت صبحدم آغوش دوست از بر دوست
تمتعی که لب از ذکر این مقام گرفت
66
به جنگ و عربده راضی شدم ز شرم برآی
که تیغ غمزه دگر زنگ در نیام گرفت
77
«نظیری » و می و مطرب، گدای خواهد شد
فقیه شهر، که او عادت کرام گرفت
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

