غزل شمارهٔ 263
Toggle stanza 1به صدق هرکه سوی کعبه ناقه راهی کرد
11
به صدق هرکه سوی کعبه ناقه راهی کرد
نشانِ پاش به هر گام قبلهگاهی کرد
22
کبود روی از آن شد بنفشه در گلشن
که با کلاله جعد تو کج کلاهی کرد
33
ز چین زلف نسیمی نزد به موج عذار
سفینه مردم چشم مرا تباهی کرد
44
نشان کوکبم اخترشناس بد می یافت
مشاطه خال تو را کند و پر سیاهی کرد
55
کسی چو خال ز حسن تو کامیاب نشد
مقیم کنج لبت گشت و پادشاهی کرد
66
دلم ملاطفه یی از لب تو داشت امید
هزار قاصد موزون به نکته راهی کرد
77
من از ملامت مردم به عشق آزادم
ز سوی من رخ تو خوب عذرخواهی کرد
88
سجل به پاکی حسن تو صبح صادق داد
که آفتاب و مهش ثبت بر گواهی کرد
99
دل از تو آب خورد کاروان مصری را
که عارض و ذقنت یوسفی و چاهی کرد
1010
تبارک الله از آیینه شمایل تو
که در مطالعه صورت الهی کرد
1111
عبادت سحری را مکن «نظیری » کم
که هرچه کرد دعاهای صبحگاهی کرد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

