Toggle stanza 1
نه دل آزاد پای بست شود
1

نه دل آزاد پای بست شود

نه به پرواز دل ز دست شود

2

همتی کان به اعتدال افتد

کی به علت بلند و پست شود

3

عشق را پایه معین نیست

مؤمن از عشق بت پرست شود

4

به هوایی که در دماغ افتد

ناقه در زیر بار مست شود

5

کار از انکسار بگشاید

عشق را فتح از شکست شود

6

شرم از چشم پارسا ببرد

خط که بر روی خوش نشست شود

7

هر که بیند طلوع حسن تو را

سرخوش از نشئه الست شود

8

چون نقاب از جمال برداری

هرچه نابود گشته هست شود

9

بحر در آستین «نظیری » راست

کی کرم پیشه تنگ دست شود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور