Toggle stanza 1
ساقی بشو دورنگی امید و بیم را
1

ساقی بشو دورنگی امید و بیم را

بنما به ما حقیقت رنگ قدیم را

2

حرف فریب آدم و ابلیس تا به چند

چندی بگو ترانه نقل و ندیم را

3

از ساغر درست خودم بخش جرعه ای

بر طاق نه حکایت جام دو نیم را

4

بوی نبید خلوت شب ها شنیده ام

پنهان مکن که نیک شناسم شمیم را

5

آن جا که لب ز رشحه می پاک کرده اند

گل مشک بوی کرده ردای نسیم را

6

گو مفلسان کعبه بگریند کاب چشم

بر عرش برده از در مسجد یتیم را

7

زیباست گرچه خلعت محمود بر ایاز

شور آن زمان کند که بپوشد گلیم را

8

مطرب به یک دو نغمه غنی کن دل فقیر

ساقی! به یک دو جرعه سخی کن لئیم را

9

جنسی که در خزانه لطف تو نیست، نیست

جز احتیاج تحفه ندیم کریم را

10

روزی که جرم نامه «نظیری » برآورد

از آب عفو شوی کتاب سقیم را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور